قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2690

تاريخ الفي ( فارسى )

چون مكتوب زنگى بن برسق به برادران او رسيد قبل از آنكه مضمون او اشتهار يابد ايشان يكى از معتمدان خود را پيش منكبرس فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمودند . و بندگان منكرين چون بر اين حال اطلاع يافت از روى انبساط و خوشحالى تمام متوجّه يورت ايشان شد و ايشان نيز با سپاه خود به قصد ملازمت او بيرون آمده در حدود خوزستان تلاقى فريقين دست داد و بنى برسق در ملاقات اوّل ، او را دستگير نموده در قيد كشيدند و اصحاب و أتباع او چون بنات النّعش متفرّق گشته هر يكى به جانبى رفتند . و چون بنى برسق ، او را به اصفهان رسانيدند ، سلطان محمّد دربارهء ايشان اصناف الطاف پادشاهانه به ظهور رسانيده زنگى بن برسق را از بند بيرون آورده به مرتبهء اوّلش رسانيده و ولايت دينور را به إقطاع برادران زنگى برسق ارزانى داشت و اقطاعات اوّلين ايشان را بر ولايت زنگى اضافه فرمود و منكبرس را با پسر عمّ ديگرش تكش‌نام در بند كرد . و اهل نهاوند مىگفتند كه در اين سال در ولايت ما يكى دعوى نبوت كرد و ديگرى دعوى سلطنت . چون هر دو مرتكب خلاف نفس الأمر شده بودند مطلب هيچ‌يك حاصل نشد . و از جمله وقايع اين سال است محاربهء طغدكين اتابك با فرنج و نصرت يافتن او بر آن جماعت . كيفيّت اين واقعه [ را ] در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند كه چون ميانهء طغدكين اتابك و بغدوبن فرنجى ، صاحب بيت المقدّس ، چنانچه در وقايع سنوات سابقه قلمى گشته ، مكرّر محاربات واقع شده بود و در آن محاربات گاهى غلبه به جانب فرنگيان مىبود . در اين اوقات بغدوبن ميانهء بيت المقدّس و دمشق در سرحدّ خود قلعه‌اى مستحكم بنا كرده جمعى از سپاه را در آنجا گذاشت . و چون طغدكين اتابك بر اين حال اطلاع يافت دانست كه غرض او از بناى اين قلعه تسخير ولايت شامات است . بنابراين ، لشكرى فراوان جمع آورده به عزم خراب كردن قلعه متوجّه آن صوب گشت . چون بغدوبن از توجّه طغدكين اطلاع يافت او نيز سپاه خود را جمع آورده از بيت المقدّس به عزم معاضدت قمص خود ، كه در آن قلعه مىبود ، متوجّه آن صوب گشت . و چون قمص ، صاحب قلعه ، خبر يافت كه بغدوبن به نصرت او متوجّه آن صوب است ، كس پيش او فرستاده به عرض رسانيد كه : احتياج آمدن ملك نيست . من از عهدهء سپاه طغدكين بيرون مىآيم . بغدوبن چون اين پيغام را شنيد ، عنان عزيمت به صوب عكا ، كه از بلاد او بود ، منعطف داشت و اتابك طغدكين به حدود آن قلعه رسيده قمص ، صاحب قلعه ، نيز با لشكرى آراسته از قلعه بيرون آمد و بعد از تلاقى فريقين ، نايرهء جدال و قتال اشتعال گرفت . در اثناى كارزار ، دو امير از امراى طغدكين روى به گريز نهاده از معركه بيرون رفتند . طغدكين چون بر اين حال اطلاع يافت فى الحال در عقب ايشان تاخته هر دو را به قتل رسانيد و سپاه خود را بر جنگ تحريض نمود .